اصلاح‌طلب تحت اللفظی

در تلگرام پیام داد: «[فلانی] کاندیدای مجلس شد». اول‌اش یکه خوردم. من که خبر داشتم با آن‌همه مشغله‌ی شخصی و مشکلات و کار و بار دوقلوهای نو-رسیده‌اش وقت سر خاراندن ندارد. با تردید بهش تبریک گفتم و برای بعد امتحانات‌ام قول دیدار دادم. یک-دو هفته بعد به او زنگ زدم و قرار برای عصر گذاشتم. هرچه در روزهای پیشین در دفترچه یادداشت کرده بودم توضیح دادم. از انواع و اقسام روش‌های تبلیغاتی، تا گام‌های اولیه برای جذب. البته او خودش حرفه‌ای‌تر از من بود و کلی چیزهای ریز و درشت در چنته داشت. کاش یک ارزن از شعور تبلیغاتی او را این جماعت گل و گشاد اصلاح‌طلب داشتند. معلم محبوبی بود. ما که دبیرستانی بودیم موقع تعطیلی می‌گشتیم ببینیم فلانی امروز آمده یا نه تا با او جر و بحث کنیم. تمام نماینده‌های فعلی و سابق کرمانشاه را ریز و با جزئیات می‌شناخت. سال‌ها بود که مجلس را دقیق دنبال می‌کرد.

قرار بود به جای این که لبالب مغازه و در و دیوار را پُر کنیم از پوسترها و تراکت‌های مسخره، کم ولی اثرگذار تبلیغ کنیم. مستقل بود. پشت سر-اش میلیاردرها نخوابیده بودند. اسباب و اثاث خانه‌اش به «کاندیداها» نمی‌خورد. حداقل یه ال‌سی‌دی را کاندیداها دارند. البته ال‌سی‌دی‌ها را می‌گذارند دم دست برای ستادها. ال‌ای‌دی‌های خروس‌اینچ را می‌برند برای خانم بچه‌ّها. قرار بود چند کار موازی رسانه‌ای و تبلیغاتی کنیم. پول فیلم تبلیغاتی نداشتیم. اگر می‌خواهید بدانید هر فیلم انتخاباتی چه‌قدر هزینه برمی‌دارد، سرچ کنید بد نیست.

با دوستان «باشعور سیاسیِ» هم‌دانشگاهی درباره‌ی او که حرف می‌زدم اولین سؤال این بود: «اصلاح طلبه؟». آره، از آن اصلاح‌طلب‌های تحت‌اللفظی بود؛ نه از آن «برند»ها. شما به کسی که دغدغه‌ی درخت‌های قطع‌شده‌ی شهر را دارد چه می‌گویید؟ به کسی که برای ارتقای وضعیت معلمان طرح دارد چه می‌گویید؟ به کسی‌ که می‌خواست برای یک بار هم شده شهر ما را از طایفه‌بازی این عقب‌افتاده‌ها راحت کند چه می‌گویید؟ به کسی که پتانسیل‌های توریستی شهر را می‌شناخت چه می‌گویید؟ به وضعیت فضای سبز شهر معترض بود. به این آدم می‌گویید چه؟ حتماً باید برند می‌بود تا قبول‌اش می‌کردید؟ حتماً باید عارفی کسی وصیت می‌کرد؟

صلاحیت‌اش احراز نشد. ما ماندیم و یک شکست سیاسی در گام اول. حالا که تأیید نشده، دارم به این فکر می‌کنم که اگر تأیید می‌شد باید چه‌قدر با دوستان‌ام چک و چانه می‌زدم که به یک شخص مستقل رأی بدهند؟

حالا کیا تأیید شده اند؟ طرف روان‌شناس است. نوچه‌های‌اش در سایت‌ها کامنت می‌گذارند که فلانی آمده تا روان کرمانشاه را درمان کند و آسیب‌های اجتماعی را فلان! یکی دیگر که در شورای شهر قبلی با شعار «بابا نان داد»(!) کاندیدا شد، حالا خیز برداشته برای نان مجلس. یکی دیگر تیتر زده «اعلام کاندیداتوری … و معادلات جدید انتخابات کرمانشاه»(!) انگار کلینتون کاندیدا شده. یارو تنها افتخار-اش در بخش بیوگرافی سایت(سوابق فلانی) شده این: «پس از خدمت مقدس سربازی راهی سرزمین وحی شد». البته از این «حاجی‌»ها کم نداشتیم که به شورای شهر رفتند. یادتان هست شب جشن پیروزی روحانی دادند نوچه‌های حاجی فلانی پلاکارد علم کنند در خیابان بگردانند که «حاج فلانی از بدو تولد طرفدار هاشمی و خاتمی بود»؟ بگذریم. نماینده‌ی فعلی، یعنی کسی که فرستادیم مجلس «قانون»‌گذاری کند، هفته‌ی پیش که هنوز تبلیغات مجاز نبود، «معتمدان»(!) شهر را به صرف شام دعوت کرده. آن‌یکی نماینده‌ی فعلی هم دو-سه روز قبل موعد تبلیغ راه افتاده خیابان دولت‌آباد مغازه-مغازه رأی‌یوزگی کند.

حالا اگر این‌ها در لیست چی‌چی‌طلب‌ها و چی‌چی‌گراها آمده بودند باید رأی می‌دادم؟ اگه عارف هم تشخیص می‌داد ما کرمانشاهی‌ها به روان‌شناس نیاز داریم باید رأی می‌دادم؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.