غزوه‌ی کرونا و استعاره

از ابتدا که هشتگ #کرونا را شکست می‌دهیم رایج شد، به این فکر بودم که چیز کافی‌ای بنویسم درباره‌ی «شکست دادن» و «مبارزه» با بیماری. حال و حوصله‌اش را نداشتم متأسفانه. پس همین‌جا خیلی تنبلانه توضیح می‌دهم.

یکی از کارهایی که همواره انجام می‌دهیم، فهمِ یک مفهوم برپایه‌ی مفهومی دیگر است؛ همان چیزی که به آن استعاره می‌گویند. مثلاً وقتی می‌گوییم «فلانی داره با سرطان مبارزه می‌کنه»، سرطان (بیماری) را دشمن و درمان آن را چیزی از نوع مبارزه (جنگ) می‌دانیم. البته هرکدام از ما دوروبرمان کسی را سراغ داریم که توانسته سرطان را درمان کند یا رشدش را بسیار کم کند.…

مداقه در بی‌دقتی

باید تعاریف مختلف استعاره را جمع کنم. یکی از بخش‌ها، تعریف استعاره میان محققان مسلمان است. دنبال شرح رساله‌ی «معانی القرآن» بودم که به این مقاله برخوردم: مؤلفه‌های زیبایی‌شناسی استعاره در سبک قرآن مطالعه موردی سوره‌های یوسف، کهف و طه  (چاپ‌شده در فصلنامه‌ی مطالعات سبک‌شناختی قرآن کریم).

این مقاله در سال ۱۳۹۷ چاپ شده است. در بخش «پیشینه‌ی پژوهش» نویسنده‌ها ادعا کرده اند که قبل از فَرّاء، سیبویه در «الکتاب» درباب استعاره صحبت کرده است: «با مداقه در آثار ادبی عرب می‌توان هسته اولیه پژوهش‌های مربوط به استعاره را در الکتاب سیبویه جست». برای این ادعا هیچ ارجاعی وجود ندارد.

ترجمه‌ای برای همه‌کس، و هیچ‌کس: بررسی دو ترجمه از «چنین گفت زرتشت»

نوشته‌ی حاضر خلاصه‌ای است از یک گزارش که برای پایان ترم درس «زبان‌شناسی و ترجمه» نوشتم. قرار بر این بود که هرکس دو ترجمه‌ی فارسی از یک اثر را با زبان اصلی (یا انگلیسی) مقایسه کند و براساس نکاتی که پیتر فاسِت، مؤلف کتاب ترجمه و زبان در فصل ۴ مطرح کرده بود، ببیند مترجم‌ها کدام‌ها را به کار گرفته اند و کدام‌ها را نه. من نیز از سالیان پیش جدال‌های قلمی بر سر ترجمه‌ی «چنین گفت زرتشت» نیچه را دیده بودم؛ از جمله نقدهای قلی خیاط و پاسخ‌ها [+] و [+] و [+] به او را. آقای بهروز صفدری نیز در وبلاگش مطلبی دارد که بخشیش مقایسه‌ی ترجمه‌های فارسی چنین گفت زرتشت است.…

فارسی درخطر است؟

آن‌چه در ادامه‌ی این پست آمده، نوشته‌ای از کورش علیانی زبان‌شناس است که در خبرآنلاین منتشر شده. از این بابت نوشته‌ی کورش را این‌جا دست‌به‌دست می‌کنم، چون ارتباطی با نوشته‌ی قبلیِ من دارد و به این پرسش پاسخ می‌دهد که آیا وضعیت فعلی زبان فارسی نگران‌کننده است یا خیر. کورش مفصلاً درباب اطلس زبان‌های درخطر نوشته و نشانه‌های زبانِ درخطر را توضیح داده. توصیه می‌کنم بخوانید:…

عزیزم لفت نده، برون شو!

مطالعه‌ی زبان و مسائل مربوط به آن، از آواشناسی و واج‌شناسی و صرف و نحو گرفته تا معنی‌شناسی و جامعه‌شناسی زبان و غیره، کارِ عده‌ای است که به آن‌ها «زبان‌شناس» می‌گویند که متأسفانه این عده از همه کم‌تر در این باره صحبت می‌کنند. زبان، درعوض تا دل‌تان بخواهد مسئول حراست دارد که مبادا عنصری خارجی، ناآشنا، و نامأنوس به حوزه‌ی استحفاظی‌اش ورود کند تا آژیر را به صدا دربیاورند.

عمده‌ی صحبتِ اهلِ حراست این است که استفاده از لغات بیگانه، به‌ویژه انگلیسی، به «اضمحلال هویت ملّی» و «از بین رفتن زبان فارسی» می‌انجامد. اگر کسی «کفشِ واکینگ» بخرد یا از فلان گروه «لفت» بدهد، زبان‌مان را یک قدم به پرتگاه نابودی و اضمحلال نزدیک کرده است و صد افسوس که دیگر مادرِ دهر فرزندانی چون فردوسی و حافظ و سعدی و غیره نمی‌زاید.…

جَفیت جای یافث: هنر مترجم!

یکی از نکته‌های مهم ترجمه‌ی اسم‌های خاص، به‌ویژه اسم‌های خاص دینی، توجه به زبان مقصد است. یعنی مترجم باید بررسی کند که مثلاً Ibn Farid، شاعر عرب را «ابن فرید» ننویسد! بنویسد «ابن فارض». یا به جای Averroes، که نام «ابن رشد» است، ننویسد «آوروئس»! همین نکته در ترجمه‌ی کتاب مقدّس نیز مهم است. به نظر من نباید «سِفْر لاویان»(Book of Leviticus) را «لویتیکوس» نوشت[i]. یعنی مترجم باید ابتدا بررسی کند اسمِ خاصی که قرار است ترجمه بشود، سابقه‌ی ترجمه به فارسی داشته است یا خیر. این خود بحثِ مهمی است و مترجم باید در نهایت میانِ ترجیحِ شخصی و رواجِ عمومی یکی را انتخاب کند.…