ترجمه‌ای برای همه‌کس، و هیچ‌کس: بررسی دو ترجمه از «چنین گفت زرتشت»

نوشته‌ی حاضر خلاصه‌ای است از یک گزارش که برای پایان ترم درس «زبان‌شناسی و ترجمه» نوشتم. قرار بر این بود که هرکس دو ترجمه‌ی فارسی از یک اثر را با زبان اصلی (یا انگلیسی) مقایسه کند و براساس نکاتی که پیتر فاسِت، مؤلف کتاب ترجمه و زبان در فصل ۴ مطرح کرده بود، ببیند مترجم‌ها کدام‌ها را به کار گرفته اند و کدام‌ها را نه. من نیز از سالیان پیش جدال‌های قلمی بر سر ترجمه‌ی «چنین گفت زرتشت» نیچه را دیده بودم؛ از جمله نقدهای قلی خیاط و پاسخ‌ها [+] و [+] و [+] به او را. آقای بهروز صفدری نیز در وبلاگش مطلبی دارد که بخشیش مقایسه‌ی ترجمه‌های فارسی چنین گفت زرتشت است.…

جَفیت جای یافث: هنر مترجم!

یکی از نکته‌های مهم ترجمه‌ی اسم‌های خاص، به‌ویژه اسم‌های خاص دینی، توجه به زبان مقصد است. یعنی مترجم باید بررسی کند که مثلاً Ibn Farid، شاعر عرب را «ابن فرید» ننویسد! بنویسد «ابن فارض». یا به جای Averroes، که نام «ابن رشد» است، ننویسد «آوروئس»! همین نکته در ترجمه‌ی کتاب مقدّس نیز مهم است. به نظر من نباید «سِفْر لاویان»(Book of Leviticus) را «لویتیکوس» نوشت[i]. یعنی مترجم باید ابتدا بررسی کند اسمِ خاصی که قرار است ترجمه بشود، سابقه‌ی ترجمه به فارسی داشته است یا خیر. این خود بحثِ مهمی است و مترجم باید در نهایت میانِ ترجیحِ شخصی و رواجِ عمومی یکی را انتخاب کند.…